اعجاز لبخند و نگاه محبت آمیز
بگو تو ای اکسیر انسان ، حیوان و حتی جمادات از چه جنسی هستی ، که هرکه و هرآنچه ترا یافت تسلیم میشود، آرام میگردد و از سرکشی و عصیان دست برمیدارد. آدمی چون تشنه لب ، زوزه کشان به سراغ محبت دربدر میشود، پس باید قابل تعمق باشد که محبت از جنس خداست ، نور است ، رحمان است و نسیم سحرگاهش به هر که میرسد، هیچگاه صاحب آنرا فراموش نمیکند و تا واپسین لحظات زندگی از آن به نیکی یاد میکند . محبت از قالبهای گوناگون و از انواع مختلفی ساخته شده است . آن توجه است ، نگاه است ، لبخند است ، ولو خشک و خالی باشد ، گرسنه ای را صادقانه سیر کردن است ، نمیدانم چرا این اکسیر را همه کسی ندارد و نمیتواند به داشتنش تظاهر نماید ، زیرا استاد چه خوش گفته : مشک آنست که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید . اگر لطف و محبت از روی صدق و صفا نباشد ، مانند میوه ی گندیده ، کپک زده ، ارسال کننده اش را رسوا میسازد. خداوند خود نور است و خالقی که بر تمام جهان هستی تسلط محض دارد ، و بس میدانم پوینده اش خود گهری ارزشمند است ،و آیت سبحانش که به محبت واقعی آگاهی دارد ، عاری از تقلب و دو رویی چون نوری براق که افراد در کما برگشته و اشخاص در خواب مصنوعی رفته دیده اند از جنس نور خداوندی است .