وبلاگ نویسنده حمید رضا رشیدی

نوشته های نویسنده و فرهنگی بازنشسته حمید رضا رشیدی

منطفه مسکونی سبز و منازل ویلایی در شهرک ملاوی

حمیدرضا رشیدی شنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۲، 18:28

اگر چه ساخت و راه اندازی آزاد راه اقتصاد شهرک ملاوی را مختل و تعطیل نمود ، لذا منطقه مسکونی همچنان برقرار و پابرجاست ، گفتنی ست که بخش کوچکی از آن بزرگ مردانی عزیز همچنان در آن سرزمین سبز و همیشه بهار زندگی می‌کنند و سایه شخصیت و بزرگوارشان از گذشته تا کنون مامن نیازمندان و اقوام دور و نزدیک میباشد ، این عزیزان یادگار بزرگمردی از بالاگریوه و طایفه حیدروند می‌باشند که به لحاظ عرق ملی و اعتبار والایشان در این شهرک حضور گرم دارند و ساختمان‌های ویلایی فرزندان ، جهت ییلاق ، قشلاق و تنوع آب و هوایی ، استمرار خاطره خوش نیاکان و گذشتگان بزرگوار آن عزیزان است ، آنچنان که در نوشته قبل نقل گردید ، تنها قسمت بازار و اقتصادی شهرک طعمه سیل گشته ، لذا بخش مسکونی خانه ی امید اقوام و فامیل میباشد ، با این امید که : آب جوی رفته روزی باز آید به جوی ، و بهانه ای خیر سبب شود تا اقتصاد این شهرک همیشه سبز به رونق باز گردد ،

تالابهای پلدختر و یادی از رمان نویس معاصر ‌‌. ر . اعتمادی

حمیدرضا رشیدی یکشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۲، 22:0

باید اعتراف نمود که کمتر کسی است . رمان نویس معاصر رجبعلی اعتمادی را نشناسد و اثری از او را مطالعه نکرده باشد ، بسیاری از جوانان چند نسل گذشته علیرغم محدودیت‌های اقتصادی و گرانی نوشت افزار و مشکلات ناشی از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بارها شاهد چاپ کتاب‌های استاد اعتمادی بوده و زیبایی عشق و احساس را از قدرت کلام این نویسنده بزرگ دیده و خوانده اند . و با تمام وجود او را تحسین و دست مریزاد گفته اند . اعتمادی با حلاوت و بلاغت و رسا نویسی ، و روان نویسی خواننده را به مطالعه تشویق و با جذابیتی که مختص اوست ، شوق را در خواننده ایجاد نموده است . امروز که پس از ماه‌ها به وطن و سرزمین مادری سفر کردم در بین راه سبزه زارهای خوش عطر وبویی را دیدم که چون موکتی دست ساز و زیبا در کنار جاده توجهم را جلب نمود . هر چه وسعت دید را بیشتر ساختم دامنه سبز را یک بازه ی باز می دیدم که دلم نیومد سربرگردانم ، وقلب و روح خود را در طبیعت سرگردان کرده و وجود خود را در میان این دشت گم کرده بودم . اولین تمرکز و دید ثابت در ۳ کیلومتری پاعلم و مشاهده چشمه قدیمی که سالها از تراوش خبری نبود ، لحظه دیدن چشمه مسافران نوروزی را دیدم که همگی از ماشین پیاده شده و دست و صورت خود را خنک می‌کردند، این چشمه زیبا از سخره غار مانندی بیرون آمده و در معیار چهار اینچ آب زوزه کشیده و نالان خود را به کنار جاده پرتاب می‌کرد، سالها بود که این چشمه به لحاظ خشکی طولانی از جغرافیای دید خارج شده بود و آمار حدود آن مدتها در ذهن گم شده بود ، که در دل مکرر خدا را شکر میکردم ّدر دل انشایی را آرزو میکردم که بتواند این همه زیبایی را به تصویر بکشد و با بیانی شیرین و قلمی خستگی ناپذیر این همه زیبایی را قشنگتر سازد .، درست در اینجا بود که ناخداگاه به یاد قدرت قلم و قدرت بیان استاد اعتمادی افتادم ، زیرا اعتمادی دارای بیانی زیبا و قلمی مانا و تواناست و هر سوژه ای رنگین کمانی را نیلوفری و زیبا می‌سازد. گیاهان محلی به حد اکثر رشد خود رسیده و گیاه خوراکی دارویی توله پر برگ و میوه شده و گیاه دارویی خار مریم که درمان کبد و کلیه است به طول یک متر از لاله و دیگر گیاهان سبقت گرفته است ، و باید بگویم پس از اکثر رشد خود ، به مرحله فروپاشی نزدیک می‌شوند، ، حدود ساعت بعد خود را در شعاع چند کیلومتری پلدختر و محل تالاب‌های ولی عصر از توابع پلدختر رسانده ، من چند سالی است که تعریف تالاب‌های پلدختر را شنیده اما به لحاظ مشغله بودن فکر ، موفق به دیدارشان نشده بودم ، حال که برای شرکت در جشنی شاد به پلدختر عازم شده بودم ، تصمیم به دیدار با تالاب‌ها بی قرارم کرده و برای آنجا لحظه شماری میکردم ، لحظه ای بعد فرمون ماشین را به طرف تالاب‌ها چرخاندم ، آنها در ده کیلومتری پلدختر ( جاده اندیمشک پلدختر ) واقع می‌باشند مخلصانه قدم رنجه نمودم ، هروجب از این تفریگاه زیبا و شاعرانه خودنمایی می‌کرد، باور کنید در دل مشعوف و احساس غرور میکردم که این محل با چشم اندازهای زیبایش به زادگاه من تعلق دارد ، این تفریگاه دارای چندین کیلومتر طول و مساحتی به شعاع حدود ۲۰۰ متر میباشد راه میانه و زیبای آن آسفالت و دارای فراز و نشیب‌های متوالی ، چون جذر و مد دریا ، لحظه ای در بلندا و زمانی در قعر ، آدمی را شاد و مشعوف می‌سازد، درختان بادام کوهی ، دل هر رهروی را با خود به عالمی زیبا تداعی می نماید ، دارای چندین فروشگاه مواد غذایی و پارکینگ زیبا ، چندین ساختمان اداری دیدم ، که دریافتم تفریگاه زیر نظر مسولین شهر اداره می‌گردد، ماشین شهرداری را همراه عوامل در حال کودپاشی و کاشت نهال و گل وگیاه نظاره میکردم . در حین قدم زنی تپه های شنی و توده سنگهای بزرگ را دیدم که گیاهان سبز و معطر کنارشان را پر کرده بود ، به لحاظ کوهستانی بودن دارای آب و هوای کوهستانی و سرد ، لذت را چندین برابر می‌کرد، تالاب‌ها دارای گرداب و آبگیر هایی زیبا هستند که به خاطر تعداد زیادشان ، هر لحظه از خاطر گم می‌شود، در کنار آبگیر جوانانی در حال ماهیگیری و اطفال که جهت خرید خوراکی پدر را به طرف فروشگاه همراهی می‌کردند، روح را جلا میداد . من فقط عاشق قدم زنی در محیط تالاب بودم ، آسمان صاف و آفتابی بود ، تنها چندین لکه ابر کو چک در آسمان تالاب خود نمایی می‌کرد، در دل اندیشیدم که لکه های ابر ، چون ماهواره ای بزرگ ماموریت دارند تا از برکه ها و تالاب‌های وطن فیلمبرداری کرده و به سراسر جهان مخابره می‌کنند، از تحمل شما تشکر میکنم ، چنانچه خاطرتان راضی نباشد ، حقیر را عفو نمایید

یادی از تنگه ملاوی از توابع پلدختر لرستان

حمیدرضا رشیدی یکشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۲، 15:32

در ایام نوروز به نیابت یادی از ولایت به ملاوی رفتم و اینکه سیل ویرانگر ۹۸ چهره ی زیبای ولایتم را خدشه دار کرده است . اما بارانهای مداوم امسال چون مادری مهربان که اشکهای بجه ی یتیم را پاک می‌کند و با یک خوراکی دلچسب خنده بر لبانش جاری می‌سازد، دست نوازش آسمانی و ملکوتی نیز چهره طبیعت را سبز و خندان نمود و دلسوزانه زخمهای ناشی از سیل را ترمیم و التیام بخشید . ملاوی اگرچه تنگه کوچکی با مساحت اندک بود لذا تاریخ ساز بود و چون دارویی آرامبخش مسائل و دشواری‌های بخش بزرگی از لرستان را در زمانه خود برطرف می‌کرد. ملاوی بیشتر از یک قرن سابقه فعالیت و قدمت دارد ، که قبلا باریکه ای مالرو بوده و بعدها با ورود ماشین و تکنولوژی جدید در عصر پهلوی و بعد از قاجار با وسایلی که میرفت تا زندگی را به کام انسانها شیرین سازد ، با ایجاد جاده تهران خرمشهر ، و گذرگاهی که خط سراسری از آن عبور می‌کرد بسیاری از مراکز دولتی موجود در پلدختر زمانی نه چندان دور در ملاوی بود . مثلا بخشداری ، پست و تلگراف ، گروهان ژاندارمری ، دبستان رازی ملاوی و .... همگی در ملاوی بودند . از بخش ماسور خرم‌آباد تا حسینیه الوار گرمسیری زیر نظر بخش مرکزی ملاوی اداره می‌شد. از لحاظ امنیت نیز چندین پاسگاه از ماسور گرفته تا معمولاً ن ، پاعلم ، پل زال و الوار جمعا تابع گروهان ژاندارمری ملاوی بودند ، اغراق نیست که بسیاری از مفاخر ، اساتید و تحصیل کردگان به نام پلدختر و حومه از دانش آموزان ملاوی بوده اند ، از نظر درمان و سلامتی در همین ملاوی کوچک پزشکی تجربی از پرسنل ارتش ، مردم منطقه را تا شعاع صد کیلومتری مداوا می‌کرد، این شهرک زیبا به لحاظ آب چشمه های روان و خارج از دست سازی بشر در خدمت اهالی ، پرسنل گروهان و کافه ها بود و بیش از هر چیزی به عظمت این گلوگاه سیاسی امنیتی جان و روح تازه ای می بخشید . ملاوی کوچک از قدیم تاکنون دارای حدود ده کافه و بیش از ده مغازه بوده که علاوه بر مالکان خود ، حدود ۲۰۰ نفر عوامل در آن امرار معاش داشته اند و این پاریس کوچولوی لرستان تعداد قابل توجهی را اشتغال و از دست تنگی نجات داده است ، لازم می‌دانم که هسته را باز نمایم تا عزیزان خواننده متوجه شده باشند ، علاوه بر مالک و عوامل حدودا صد نفر دیگر به طور غیر مستقیم در این پروژه دست داشته اند ، و آن نانوا ، پرورش دهنده مرغ و جوجه ، قصابی ، تهیه کنندگان شیر و لبنیات ، حبوبات ، پخش و تهیه نوشابه ، تهیه وسایل سوخت و غیره همگی در این شهرک امرار معاش داشته اند ، که جمعا بیش از ۲۵۰ نفر مشغول زندگی بوده ، حال باید اندیشید که با راه اندازی آزاد راه و حادثه سیل ، این تعداد چگونه تغییر شغل داده اند ، خدا میداند ، که در نهایت بعد از افتتاح آزاد راه ، اقتصاد ملاوی نیمه تعطیل شد و حالت کردار و مریزی را سیر میکرد که سیل ۹۸ سر رسید و تیر خلاص را رها نمود و قلب اقتصاد شهرک را برای همیشه از کار انداخت و از آن همه عظمت مخروبه ای غریب و محل جغد و نغمه شوم گشته است ، و بسا خاطرمان باشد ، گل سر سبد بالاگریوه ، دادرس مظلومان ، بندر بیکاران ، مرکز درمان بینوایان ، گلوگاه و محل حبس اشرار ، دارالفنون طوایف جودکی و بالاگریوه به گل نشست . با اینکه طول این شهرک زیبا از صد متر تجاوز نمی‌کرد، ولی باور شود که قبیله ، پوشاک و لباس و کفش از آن خریداری می‌کردند، کالاهای اساسی از قبیل قند ، برنج ، روغن و حبوبات به وفور از آن یافت میشد ، اگر چه آزاد راه نعمت بزرگی ست ، اما باید بدانیم که ملاوی برای همیشه به افسانه ها پیوست ، اگر چه ساختمان‌های آن برایمان یادگاری از نیاکان و پیشینیان است اما مابقی آن در سیل ۹۸ جان سپرد ، .. در پایان از تحمل شما عزیزان سپاسگزارم ، چنانچه به لحاظ کهولت سن ، در جایی اغراق کرده و در مکانی نقصان داشته ام ، عاجزانه از شما محبوبان طلب عفو دارم ، خدا حافظ

بیوگرافی
آخرین نوشته‌ها