یلدا و زمستانی فراموش نشدنی در پلدختر لرستان
پس از گذشت سالها هنوز خاطرات زمستان سال ۵۲ را به خاطر دارم ، در آن روزگار برق شهرستان از طریق دو موتور تأمین میشد ، بطوریکه یکی با رسیدن تاریکی و پنهان شدن خورشید در پشت کوههای مغرب تا فردای روز بعد و طلوعی دوباره روشنایی شهر را عهده دار و دیگری در جشنها و مراسمات مذهبی و گرمای روز در تابستان برق وسایل آن روز که اغلب پنکه و کولرهای آبی بود برقرار میشد . روستاهای اطراف نیز در حد توان موتور برق شراکتی تهیه میکردند، از آنجا که یلدا در ایران بعد از نوروز سنتی و همگانی است ، هم میهنان با توجه به وسع و سلیقه به فراخور آن را جشن گرفته و نیکو میدارند یلدای آن سال بود که در منزل یکی از بستگان بودم ، شبی سرد که هیچگاه از خاطر نخواهم برد ، بانوی آن خانه برف و شیره را مخلوط کرده و همگی میل میکردیم، اینک پس از گذشت پنجاه سال طعم خوش آن را در زایقه فراموش نکرده ام ، و درست در همان حال رادیو روشن بود و ضرب المثلهای نجوا مجری وقت از آن پخش میشد، بعرض برسانم که آن زن و شوهر مهربان درحیات نیستند و خداوند سبحان روحشان را شاد بگرداند . در آن ایام ویروس آنفلونزا بسیاری از مردم را بیمار کرده بود که مدیر مدرسه به دستور مافوق آن واحد آموزشی را تعطیل نمود . دیگر مراکز بطور کلی تا یک هفته تعطیل شدند . درست همان روز برف سنگینی در پلدختر بارش و پشت بامهای گلی آنزمان مالامال از برف شد ، من به کمک یکی از اقوام در برف روبی منزلشان کمک نمودم در آن زمان تا قیر پاشی هنوز سالهای زیادی مانده و همه با کاه و گل اندود میشدند. دیگر خاطره در این سال ورود تلویزیون این صندوق جادویی قرن که از طریق گیرنده شرکت نفت تنگ فنی به شهر تاریخی پلدختر قدم نهاد و اینجا بود که مردم به خاطر دیدن سریال پرمخاطب خانه بدوش با بازی و کارگردانی زنده یاد پرویز کاردان جهت خرید تلویزیون از هم سبقت میگرفتند، دورانی خوش را برای همگی رقم زده است ، اینجانب پیشاپیش یلدای امسال را به هموطنان عزیز تبریک میگویم .