جیمزوان پراگ مدیوم سرشناس و عشق حیوان اهلی به صاحب
به راستی همانگونه که انسان بیهوده و ناقض قوانین الهی نیافریده شده است . لذا آمده تا زندگی کند و به معنای واقعی انسانی باشد که مجاب است تحصیل کندو همانگونه که اساتید به او آموزش میدهند، او نیز به نوبه خود در یادگیری دیگران دریغ نورزد و اگر چه در این جهان مختار انتخاب است ، لذا آدمی با توجه به میزان شعورش راه درست را برمیگزیند تا به سرمنزل سعادت و بهروزی برسد . به موازات سیر و حرکت انسان ، آنچنان که ادیان الهی بیان داشته اند ، فرشتگان ، یا به عبارتی ارواح نیکو، نگهبان و راهور انسان میباشد و غیر مستقیم ، تابلوی ایست و یا حرکت مجاز را به آدمی الهام میدارند، حال تا چه اندازه شخص گوش به فرمان عقل و الهام باشد ، خود موضوع دیگری ست که انسان خود صاحب اختیار است . استاد جیمزوان پراگ در کتاب < راز و نیاز با آسمان < ، ضمن آموزش مدیوم بودن ( مدیوم یعنی کسی که روح را احضار میکند ) سرگذشت ارواح احضار شده ای که به سفارش مشتریانش در محل کار مشاهده نموده است را در کتابش نقل میکند، بطوری که آدمی انگشت تعجب و حیرت بر گوشه لب میگذارد . و دقت در آن روح را سیقل میدهد . پراگ به راحتی روح حیوانات خانگی ، چون گربه ، سگ و ... را به درخواست مراجعه کنندگانش احضار میکند، و حیوان میتواند چگونگی مردن و علاقه به غذاهایی که در زمان حیات دوست داشته و لذا عشق نامشروع به انسان و صاحب خویش ابراز میدارد .اینک داستانی واقعی که استاد پراگ در کتابش نقل کرده را برایتان بازگو میکنم .روزی ، روزگاری در یکی از ایالتهای انگلستان زارعی فقیر زمان درازی را به زراعت و کشاورزی زندگی میکرد، در سالهای پایان عمر تنها شده و بر اثر فشار زندگی ورشکست ، و تمام اموالش را از دست داده بود ، پیرمرد زارع چیزی از دارایی برایش نمانده و تنها یک اسب پیر و ناتوان به رنگ سفید داشت که آن حیوان به لحاظ کهولت و ناتوانی جانش را از دست داد ، لذا اندکی بعد پیرمرد فقیر در بستر بیماری افتاده و عفریت مرگ او را به کام کشیده بود ، پس از مرگ روحش احضار گشته و به استاد چنین میگوید، بعد از فراغت از این دنیای فانی ، خود را در سرزمینی دیدم ، که در مقابلم تپه ای سرسبز بود ، رایحه و عطر آن طبیعت وجودم را مالامال از عشق و آرامش نمود ، آنگاه اسب سفید و جوان و بس زیبایی را دیدم که از تپه به دشت سرسبز فرود آمد ، با نزدیک شدن ، دریافتم که آن اسب من است که سالیانی متمادی در خدمتم بوده است ، حیوان با وفای من پیش آمد و مرا استقبال نمود تا در ماوایی زیباتر قرار گیرم . و چه زیباست ما به سهم خود به همنوعان عشق بورزیم ، حیوانات را آزار ندهیم که بدون شک پژواک عمل خود را دریافت خواهیم نمود . خسته نباشید .