وبلاگ نویسنده حمید رضا رشیدی

نوشته های نویسنده و فرهنگی بازنشسته حمید رضا رشیدی

تالابهای پلدختر و یادی از رمان نویس معاصر ‌‌. ر . اعتمادی

حمیدرضا رشیدی یکشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۲، 22:0

باید اعتراف نمود که کمتر کسی است . رمان نویس معاصر رجبعلی اعتمادی را نشناسد و اثری از او را مطالعه نکرده باشد ، بسیاری از جوانان چند نسل گذشته علیرغم محدودیت‌های اقتصادی و گرانی نوشت افزار و مشکلات ناشی از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بارها شاهد چاپ کتاب‌های استاد اعتمادی بوده و زیبایی عشق و احساس را از قدرت کلام این نویسنده بزرگ دیده و خوانده اند . و با تمام وجود او را تحسین و دست مریزاد گفته اند . اعتمادی با حلاوت و بلاغت و رسا نویسی ، و روان نویسی خواننده را به مطالعه تشویق و با جذابیتی که مختص اوست ، شوق را در خواننده ایجاد نموده است . امروز که پس از ماه‌ها به وطن و سرزمین مادری سفر کردم در بین راه سبزه زارهای خوش عطر وبویی را دیدم که چون موکتی دست ساز و زیبا در کنار جاده توجهم را جلب نمود . هر چه وسعت دید را بیشتر ساختم دامنه سبز را یک بازه ی باز می دیدم که دلم نیومد سربرگردانم ، وقلب و روح خود را در طبیعت سرگردان کرده و وجود خود را در میان این دشت گم کرده بودم . اولین تمرکز و دید ثابت در ۳ کیلومتری پاعلم و مشاهده چشمه قدیمی که سالها از تراوش خبری نبود ، لحظه دیدن چشمه مسافران نوروزی را دیدم که همگی از ماشین پیاده شده و دست و صورت خود را خنک می‌کردند، این چشمه زیبا از سخره غار مانندی بیرون آمده و در معیار چهار اینچ آب زوزه کشیده و نالان خود را به کنار جاده پرتاب می‌کرد، سالها بود که این چشمه به لحاظ خشکی طولانی از جغرافیای دید خارج شده بود و آمار حدود آن مدتها در ذهن گم شده بود ، که در دل مکرر خدا را شکر میکردم ّدر دل انشایی را آرزو میکردم که بتواند این همه زیبایی را به تصویر بکشد و با بیانی شیرین و قلمی خستگی ناپذیر این همه زیبایی را قشنگتر سازد .، درست در اینجا بود که ناخداگاه به یاد قدرت قلم و قدرت بیان استاد اعتمادی افتادم ، زیرا اعتمادی دارای بیانی زیبا و قلمی مانا و تواناست و هر سوژه ای رنگین کمانی را نیلوفری و زیبا می‌سازد. گیاهان محلی به حد اکثر رشد خود رسیده و گیاه خوراکی دارویی توله پر برگ و میوه شده و گیاه دارویی خار مریم که درمان کبد و کلیه است به طول یک متر از لاله و دیگر گیاهان سبقت گرفته است ، و باید بگویم پس از اکثر رشد خود ، به مرحله فروپاشی نزدیک می‌شوند، ، حدود ساعت بعد خود را در شعاع چند کیلومتری پلدختر و محل تالاب‌های ولی عصر از توابع پلدختر رسانده ، من چند سالی است که تعریف تالاب‌های پلدختر را شنیده اما به لحاظ مشغله بودن فکر ، موفق به دیدارشان نشده بودم ، حال که برای شرکت در جشنی شاد به پلدختر عازم شده بودم ، تصمیم به دیدار با تالاب‌ها بی قرارم کرده و برای آنجا لحظه شماری میکردم ، لحظه ای بعد فرمون ماشین را به طرف تالاب‌ها چرخاندم ، آنها در ده کیلومتری پلدختر ( جاده اندیمشک پلدختر ) واقع می‌باشند مخلصانه قدم رنجه نمودم ، هروجب از این تفریگاه زیبا و شاعرانه خودنمایی می‌کرد، باور کنید در دل مشعوف و احساس غرور میکردم که این محل با چشم اندازهای زیبایش به زادگاه من تعلق دارد ، این تفریگاه دارای چندین کیلومتر طول و مساحتی به شعاع حدود ۲۰۰ متر میباشد راه میانه و زیبای آن آسفالت و دارای فراز و نشیب‌های متوالی ، چون جذر و مد دریا ، لحظه ای در بلندا و زمانی در قعر ، آدمی را شاد و مشعوف می‌سازد، درختان بادام کوهی ، دل هر رهروی را با خود به عالمی زیبا تداعی می نماید ، دارای چندین فروشگاه مواد غذایی و پارکینگ زیبا ، چندین ساختمان اداری دیدم ، که دریافتم تفریگاه زیر نظر مسولین شهر اداره می‌گردد، ماشین شهرداری را همراه عوامل در حال کودپاشی و کاشت نهال و گل وگیاه نظاره میکردم . در حین قدم زنی تپه های شنی و توده سنگهای بزرگ را دیدم که گیاهان سبز و معطر کنارشان را پر کرده بود ، به لحاظ کوهستانی بودن دارای آب و هوای کوهستانی و سرد ، لذت را چندین برابر می‌کرد، تالاب‌ها دارای گرداب و آبگیر هایی زیبا هستند که به خاطر تعداد زیادشان ، هر لحظه از خاطر گم می‌شود، در کنار آبگیر جوانانی در حال ماهیگیری و اطفال که جهت خرید خوراکی پدر را به طرف فروشگاه همراهی می‌کردند، روح را جلا میداد . من فقط عاشق قدم زنی در محیط تالاب بودم ، آسمان صاف و آفتابی بود ، تنها چندین لکه ابر کو چک در آسمان تالاب خود نمایی می‌کرد، در دل اندیشیدم که لکه های ابر ، چون ماهواره ای بزرگ ماموریت دارند تا از برکه ها و تالاب‌های وطن فیلمبرداری کرده و به سراسر جهان مخابره می‌کنند، از تحمل شما تشکر میکنم ، چنانچه خاطرتان راضی نباشد ، حقیر را عفو نمایید

بیوگرافی
آخرین نوشته‌ها