وبلاگ نویسنده حمید رضا رشیدی

نوشته های نویسنده و فرهنگی بازنشسته حمید رضا رشیدی

یادی از تنگه ملاوی از توابع پلدختر لرستان

حمیدرضا رشیدی یکشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۲، 15:32

در ایام نوروز به نیابت یادی از ولایت به ملاوی رفتم و اینکه سیل ویرانگر ۹۸ چهره ی زیبای ولایتم را خدشه دار کرده است . اما بارانهای مداوم امسال چون مادری مهربان که اشکهای بجه ی یتیم را پاک می‌کند و با یک خوراکی دلچسب خنده بر لبانش جاری می‌سازد، دست نوازش آسمانی و ملکوتی نیز چهره طبیعت را سبز و خندان نمود و دلسوزانه زخمهای ناشی از سیل را ترمیم و التیام بخشید . ملاوی اگرچه تنگه کوچکی با مساحت اندک بود لذا تاریخ ساز بود و چون دارویی آرامبخش مسائل و دشواری‌های بخش بزرگی از لرستان را در زمانه خود برطرف می‌کرد. ملاوی بیشتر از یک قرن سابقه فعالیت و قدمت دارد ، که قبلا باریکه ای مالرو بوده و بعدها با ورود ماشین و تکنولوژی جدید در عصر پهلوی و بعد از قاجار با وسایلی که میرفت تا زندگی را به کام انسانها شیرین سازد ، با ایجاد جاده تهران خرمشهر ، و گذرگاهی که خط سراسری از آن عبور می‌کرد بسیاری از مراکز دولتی موجود در پلدختر زمانی نه چندان دور در ملاوی بود . مثلا بخشداری ، پست و تلگراف ، گروهان ژاندارمری ، دبستان رازی ملاوی و .... همگی در ملاوی بودند . از بخش ماسور خرم‌آباد تا حسینیه الوار گرمسیری زیر نظر بخش مرکزی ملاوی اداره می‌شد. از لحاظ امنیت نیز چندین پاسگاه از ماسور گرفته تا معمولاً ن ، پاعلم ، پل زال و الوار جمعا تابع گروهان ژاندارمری ملاوی بودند ، اغراق نیست که بسیاری از مفاخر ، اساتید و تحصیل کردگان به نام پلدختر و حومه از دانش آموزان ملاوی بوده اند ، از نظر درمان و سلامتی در همین ملاوی کوچک پزشکی تجربی از پرسنل ارتش ، مردم منطقه را تا شعاع صد کیلومتری مداوا می‌کرد، این شهرک زیبا به لحاظ آب چشمه های روان و خارج از دست سازی بشر در خدمت اهالی ، پرسنل گروهان و کافه ها بود و بیش از هر چیزی به عظمت این گلوگاه سیاسی امنیتی جان و روح تازه ای می بخشید . ملاوی کوچک از قدیم تاکنون دارای حدود ده کافه و بیش از ده مغازه بوده که علاوه بر مالکان خود ، حدود ۲۰۰ نفر عوامل در آن امرار معاش داشته اند و این پاریس کوچولوی لرستان تعداد قابل توجهی را اشتغال و از دست تنگی نجات داده است ، لازم می‌دانم که هسته را باز نمایم تا عزیزان خواننده متوجه شده باشند ، علاوه بر مالک و عوامل حدودا صد نفر دیگر به طور غیر مستقیم در این پروژه دست داشته اند ، و آن نانوا ، پرورش دهنده مرغ و جوجه ، قصابی ، تهیه کنندگان شیر و لبنیات ، حبوبات ، پخش و تهیه نوشابه ، تهیه وسایل سوخت و غیره همگی در این شهرک امرار معاش داشته اند ، که جمعا بیش از ۲۵۰ نفر مشغول زندگی بوده ، حال باید اندیشید که با راه اندازی آزاد راه و حادثه سیل ، این تعداد چگونه تغییر شغل داده اند ، خدا میداند ، که در نهایت بعد از افتتاح آزاد راه ، اقتصاد ملاوی نیمه تعطیل شد و حالت کردار و مریزی را سیر میکرد که سیل ۹۸ سر رسید و تیر خلاص را رها نمود و قلب اقتصاد شهرک را برای همیشه از کار انداخت و از آن همه عظمت مخروبه ای غریب و محل جغد و نغمه شوم گشته است ، و بسا خاطرمان باشد ، گل سر سبد بالاگریوه ، دادرس مظلومان ، بندر بیکاران ، مرکز درمان بینوایان ، گلوگاه و محل حبس اشرار ، دارالفنون طوایف جودکی و بالاگریوه به گل نشست . با اینکه طول این شهرک زیبا از صد متر تجاوز نمی‌کرد، ولی باور شود که قبیله ، پوشاک و لباس و کفش از آن خریداری می‌کردند، کالاهای اساسی از قبیل قند ، برنج ، روغن و حبوبات به وفور از آن یافت میشد ، اگر چه آزاد راه نعمت بزرگی ست ، اما باید بدانیم که ملاوی برای همیشه به افسانه ها پیوست ، اگر چه ساختمان‌های آن برایمان یادگاری از نیاکان و پیشینیان است اما مابقی آن در سیل ۹۸ جان سپرد ، .. در پایان از تحمل شما عزیزان سپاسگزارم ، چنانچه به لحاظ کهولت سن ، در جایی اغراق کرده و در مکانی نقصان داشته ام ، عاجزانه از شما محبوبان طلب عفو دارم ، خدا حافظ

بیوگرافی
آخرین نوشته‌ها