آب انبارهای قدیمی را یاد باد .
دیروز نوه ام میگفت بابا بزرگ منو ببر پیش بابام ،دوست دارم بابام رو در محل کارش ببینم . گفتم باشه عزیزم ساعتی دیگه تو رو میبرم ، بچه خردسال گفت ،بابا بزرگ تو دروغ میگی منو نمی بری ، بهش گفتم به جون آب انبارهای قدیم حتما تو رو میبرم ، عروسم خندید و گفت بابا بزرگ آب انبار چیه ؟ با پسرم شوخی میکنی ؟ گفتم دخترم گوش کن تا برات تعریف کنم : در روزگاری نه چندان دور در شهرها آب انبارهایی وجود داشت و عابرین ، مسافران و افرادی که مشغول گشت و گدار بودند ، به محض احساس تشنگی از آن آب میخوردند، مهم نبود سرد باشد ، یا ولرم ، به هر حال آب بود ، شکل و شمایل آنها به صورت انبار و یا یک تانکر که عمودی نصب شده باشد ، جنس آنها نیز از سیمان و یا خاک کوزه گری بود که در جاهای پر رفت و آمد تعبیه شده بود و دارای یک روزنه یا شیر آب بود و عموم به راحتی از آن استفاده میکردند، چند دهه پیش آب سردکننده های جدید پا به عرصه حیات نموده و وارد بازار شدند و آب انبارهای سنتی و قدیمی به لحاظ اینکه از نظر بهداشتی مناسب نباشند جمع آوری گردید ، در هر دویست متر دستگاهی جدید ، سالم و مطمئن نصب گردید و آبی خنک و مطبوع به شهروندان تقدیم شد ، اینک مدتی است که به تدریج تعطیل و به فراموشی سپرده شده اند ، گویی دیگر کسی نیاز ندارد آب بخورد و یا به قول معروف ، مردم قرص آب میخورند تا تشنه نشوند و یا به تعبیری دیگر مردم در تمام سال روزه دارند ، حال حسابش را بکنید اگر فرد بیماری فشارش بالا رفت و یا فشارش افتاد و یا به شکلی بیماری قلبی و یا معده درد داشت ، باید زمین بیفتد و بگوید جهنم + من ، و اشهد خود را بخواند ، چون واقعا آب نیست ، لذا باید پول از جیب بیماری بیرون بکشی و لیوانی آب از سوپرمارکت برایش بخری ، دلم میسوزد، ما انسانها نسبت بهم بیگانه و سنگدل شده ایم ، بشری که رحم و مروت را از همنوع خود دریغ میدارد چگونه مورد رأفت و بخشش خدا قرار میگیرد در بیشتر اماکن دولتی و خصوصی آب سردکن وجود ندارد و یا اینکه بلااستفاده در کنجی رویشان گرد و غبار گرفته است ، دستشوییها قفل و بسته شده اند ، این درسته که کم آبی و مشکلاتی در کشور وجود دارد ، ولی نه به اندازه ای که آبسرد کن و سرویس بهداشتی تعطیل گردد .در بسیاری از عرضه مواد سوختی اعم از گاز و بنزین درب سرویسها بسته و نوشته اند خراب است ، این واقعا یعنی بازی با سلامتی و سلب آسایش شهروندی ، چرا سنگدلی و شقاوت جای دلسوزی و متانت را غصب نموده است ، چرا اعتماد در بین مردم از بین رفته است ، در گذشته با یک قسم حضرت عباسی معامله فسخ میشد و با پادر میانی ریش سفیدی مورد خاتمه می یافت اما امروزه برای یک وام کوچک باید چندين ضامن معتبر را با چراغ قوه جستجو نمود ، چندی پیش در محله ما دستگاه عابر بانکی نصب شد همه اهل محل خوشحال شدند از اینکه برای یک مانده گیری جزئی دیگر نیاز به رفتن در خیابان اصلی نباشد ، درست یکماه پس از نصب دستگاه مورد نظر قبض رسید نداد ، از سرپرست دستگاه پرسیدم جناب چرا این دستگاه قبض رسید ندارد ، در جوابم گفت بیشتر مردم بیهوده استفاده میکنند، لذا کاغذ ندارم ، بذار تنبیه شوند . در دل گفتم قربون سرت برم برای هر کار وجهی از مشتری کسر میگردد، و معنی این کار یعنی ضایع نمودن حقوق شهروندی . واقعا چه خوب بود ، همه مفید باشیم و یکدیگر را درک میکردیم. از بذل توجه خوانندگان محترم متشکرم .